محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

896

تاريخ الطبرى ( فارسي )

عقبه ديدند ، و اين عقبهء اول بود و با وى بيعت كردند و اين را بيعت زنان گفتند كه هنوز جنگ مقرر نشده بود . گروه دوم اين كسان بودند : اسعد بن زراره ، عوف بن حارث ، معاذ بن حارث ، رافع بن مالك ، ذكوان بن عبد قيس ، عبادة بن صامت ، ابو عبد الرحمن يزيد بن ثعلبه ، عباس بن عباده ، عقبة بن عامر ، قطبة بن عامر ، ابو الهيثم بن تيهان و عويم بن ساعده . عبادة بن صامت گويد : « من در بيعت عقبهء اول حضور داشتم و دوازده كس بوديم و با پيمبر خدا بيعت زنان كرديم و اين پيش از آن بود كه پيكار مقرر شود ، بيعت كرديم كه براى خدا شريك نياريم و دزدى و زنا نكنيم و فرزندان خويش را نكشيم و تهمت نزنيم و در كار نيك نافرمانى پيمبر نكنيم ، و او صلى الله - عليه و سلم فرمود : اگر به بيعت وفا كرديد بهشت داريد و اگر در چيزى از آن خلل آورديد و در دنيا عقوبت آن را ديديد كفارهء آن را داده‌ايد و اگر آن را نهان داشتيد روز رستاخيز كار شما با خداست ، اگر خواهد شما را ببخشد و اگر خواهد عذابتان كند . » ابن اسحاق گويد : « و چون انصاريان سوى ديار خويش مىرفتند ، پيمبر خداى مصعب بن عمير بن هاشم بن عبد مناف را با آنها فرستاد تا براى آنها قرآن بخواند و اسلام و فقه دين بياموزد و مصعب در مدينه قارى لقب گرفت و منزل وى در خانهء اسعد بن زراره بود . » گويد : « روزى اسعد بن زراره با مصعب بن عمير سوى محلهء بنى عبد الاشهل و بنى ظفر رفتند . سعد بن معاذ سالار قوم ، پسر خالهء اسعد بن زراره بود و در يكى از باغهاى بنى ظفر بر سر چاهى نشستند ، و با تنى چند از مردم قبيلهء اسلم فراهم آمدند در آن هنگام سعد بن معاذ بن اسيد بن حضير گفت : برو اين دو مرد را كه سوى محلهء ما آمده‌اند كه ضعفاى ما را بفريبند از اين كار بازدار و بگو به محلهء ما نيايند ، اگر اسعد بن زراره پسر خاله من نبود من اين كار مىكردم . »